تبلیغات
فارسی دوره راهنمایی - کلمه های دخیل

آقا : ( مغولی ) عنوانی احترام آمیز برای مردان

اتاق : ( ترکی ) بخشی از ساختمان که دارای چهار دیوار ، سقف و در است . از نوشتن این کلمه به صورت « اطاق » خودداری کنید.

اتوبیوگرافی : otobiyografi ( فرانسوی autobiograpie ) معادل فارسی : سرگذشت خود ، سرگذشت من ، زندگی نامه خود نوشت و... ، از پیشوند auto دارای ریشه لاتینی به معنی « خود » و bio به معنی « حیات » و « زیست » و graphie به معنی نگاشتن و تصویر کردن

اردو : ( ترکی ) محل و منطقه ی مناسبی که افراد ارتش ، ورزشکاران یا پیشاهنگان برای تمرین یا تفریح در آنجا جمع می شوند .

اس . ام .اس( انگلیسی ) s.m.s از اول کلمات Short Message Service ، معادل فارسی « پیامک »

اُُُسطُرلاب : ( معرّب از یونانی ) این لغت یونانی است و مرکّب از « استرون » astron به معنی « ستاره » و « لامبانین » lambanein به معنی اخذ و گرفتن و آن آلتی است که برای مشاهده ی وضع ستارگان و تعیین ارتفاع آنها در افق به کار می رفت. ( لغت نامه دهخدا ) ؛ معنی ترکیبی آن ترازوی آفتاب است .اسطر به معنی « ترازو » و « لاب » به معنی « آفتاب »

الگو : ( ترکی ) طرح ، نمونه ، سرمشق ( فرهنگ بزرگ سخن این لغت را ترکی ضبط کرده است ؛ اما در لغت نامه دهخدا ، فرهنگ معین و عمید به ترکی بودن آن اشاره نشده است . )

امپراتور : ( روسی یا لاتینی ) پادشاه مقتدری که بر سرزمین ها و قلمرو های وسیعی سلطنت کند .

انرژی : ( فرانسوی energie ) آنچه می تواند کاری انجام دهد ؛ کارمایه

ایده آل : ( فرانسویideal ) آن که یا آن چه در موقعیت دلخواه و مطلوب قرار دارد .

ایمیل : ( انگلیسی E- mail از اول کلمات Electronic Mail ؛ mail به معنی « پُست » است ) سیستمی برای مبادله ی اطلاعات با استفاده از شبکه ی کامپیوتری ؛ معادل فارسی : رایان نامه / پیام نگار

اینترنت : ( انگلیسی internet ) از پیشوند inter به معنی « بین » و « میان » و net به معنی « شبکه » ؛ شبکه ای جهانی برای برقراری ارتباط بین شبکه های مختلف کامپیوتری ؛ برابر های مناسب که به کار نمی رود : تار نما؛ شبکه ی اطلاع رسانی ؛ شبکه ی جهانی

بانک : ( فرانسوی banque ، از ایتالیا یی ) بنگاهی اقتصادی ، ملی یا دولتی که مردم پول های خود را در آن به امانت بسپارند. در قرون وسطا در ایتالیا صرافانی بودند که در خیابان ها می نشستند و با مردم داد و ستد می کردند، چون در زبان ایتالیایی به نیمکت « بانکو » می گویند ، از همین واژه نام « بانک » گرفته شد .

بلور :  (معرب از یونانی ) نوعی ماده ی جامد ، آنچه از جنس شیشه شفاف و خوب است .

بی بی ( ترکی ) عنوانی احترام آمیز برای سالخورده ی خانواده 2- بانو ، خانم

بیوگرافی : biyo(u)g (e)rafi ( فرانسوی biographie ) شرح حال ، زندگی نامه

پاراگراف : ( فرانسویparagraphe ) معادل فارسی « بند »

پست : ( فرانسوی poste از ایتالیایی posto ) سازمانی که به کار دریافت و ارسال بسته ها و پاکت ها و امانت های مردم اشتغال دارد ؛ محل خدمت ؛ شغل ومقام اداری

پوتین : ( فرانسوی bottine ) کفش محکم و ساقه بلند

تانک : ( انگلیسی tank ) 1- منبع بزرگ معمولاً استوانه ای برای نگهداری مایعاتی چون آب ، بنزین و .. 2- وسیله ی نقلیه جنگی

تلفن : ( فرانسوی tele phone ) از اصل یونانی tele به معنی دور و phone صدا ؛ دور صدا

تلویزیون : ( فرانسوی tele vision ) از تله ( دور ) و « ویژن » تصویر ؛ دور تصویر

توپ : ( ترکی ) 1- وسیله ای معمولاً کروی 2- نوعی جنگ افزار

توتون : ( ترکی ) گیاهی علفی و یک ساله

چاپ : ( هندی ) اثر لوح یا حروف چاپ بر کاغذ

چاپار : ( ترکی ) پیک ، مأمور پست

چای : ( = چایی ؛ چینی ) درخت یا درختچه ای است که در برگ های آن موادی مانند کافئین وجود دارد .

چرتکه : ( روسی ) وسیله ای برای محاسبه ی جمع و تفریق شامل چند رشته سیم که در چهار چوبی قرار دارد .

خان : ( ترکی ) 1- عنوان پادشاهان و امیران ترک 2- عنوان رجال و بزرگان

دکتر : ( فرانسوی docteur ) کسی که بالاترین مراحل تحصیل را در رشته ی خاصی طی کرده باشد ؛ در تداول « پزشک »

دکلمه : ( فرانسوی declame ) قطعه ای که با آواز رسا و آهنگ مناسب و با ژست های مطابق کلام اجرا می شود .

رادیو: ( فرانسوی radio ) 1- پیشوندی است که در اول نام بعضی از شعبه های علوم قرار می گیرد مثل رادیو تراپی 2- دستگاه گیرنده ی امواج و علایم الکترو مغناطیسی

سایت : ( انگلیسی site ) محوطه ، مکان ، جا ؛ در زبان فارسی چهار کاربرد دارد : 1- کارگاه ساختمانی 2- محل احداث کارخانه 3- مرکزی مَجازی در اینترنت با نشانه ی خاص برای موضوعی خاص که معادل آن در فارسی « پایگاه » است . 4- محل نصب رادار یا سکوهای پرتاب موشک

سماور : ( روسی ) ابزار فلزی برای جوش آوردن آب

سنجاق : ( ترکی ) وسیله ی کوچک معمولاً فلزی که با استفاده  از بخش سوزن مانند آن می توان اشیا را به هم وصل کرد

سینما : ( فرانسوی cinema ) فعالیتی که ضمن آن تصاویر متحرک را ضبط و پخش می کنند

صابون : ( معرّب از لاتینی یا یونانی sapon ) ماده ای شیمیایی که در ترکیب با آب ، تولید کف می کند .

طوفان : ( از اصل یونانی طیفون ) باد و باران بسیار شدید

فاکس : ( انگلیسی fax ) معادل فارسی : نمابر ؛ دور نگار ؛ دور نویس

فلسفه : ( از یونانی ) دانش قانون های حاکم بر هستی ( طبیعت و جامعه )

فیلم : ( فرانسوی film ) نوار حساس و قابل انعطاف که برای گرفتن تصاویر متحرک به کار می رود .

قاجار : ( ترکی ) 1- تند رونده ؛ سریع السیر 2- نام طایفه ای

قاچاق : ( ترکی ) کار یا کالایی غیر قانونی

قاشق : ( ترکی ) وسیله ای برای خوردن ، برداشتن و به هم زدن

قالب : ( از یونانی کالبد ) شکل ، هیئت ، صورت

قایق : ( ترکی ) هر گونه شناور کوچک مخصوص حمل و نقل بر روی آب

قلم : ( از یونانی ) هر نوع وسیله ی نوشتن و رسم و نقاشی کردن

قیصر : ( معرب از یونانی ) لقب پادشاهان روم و بعضی از کشور های دیگر اروپایی مانند آلمان

کلاس : ( فرانسوی class ) اتاق درس ؛ جلسه ی درس ؛ مکانی برای آموزش

کلید : ( از یونانی ) وسیله ی بستن یا باز کردن قفل

کلیله و دمنه : اصل این کلمه هندی است ، کَرَتَکا و دَمَنَکا ، بعد به به زبان پهلوی کلیلگ و دمنگ ودر ترجمه فارسی دری کلیله و دمنه

کوپن :kopon / kopen  ( فرانسوی coupon ) ورقه ی جیره بندی ، معادل فارسی « کالا برگ »

کیلومتر : ( فرانسوی kilometre ) واحد اندازه گیری برابر هزار متر

ماشین : ( فرانسوی machine ) دستگاهی که به وسیله ی موتور یا دینام یا بدون آن به حرکت در می آید ؛ اتومبیل

موسیقی : ( معرب از یونانی ) هنر مرتب کردن اصوات با قواعد معیّن

مینیاتور : ( فرانسوی miniature ) 1- از ریشه ی « مینیوم » به معنی « سرب سرخ » است 2- عده ای هم می گویند از « مینی موم » یعنی کوچک و ظریف و معتقدند از مجموع دو کلمه ی « مینی موم ناتورال » یعنی طبیعت در نهایت کوچکی و ظرافت تشکیل شده است .

نایلون : ( انگلیسی nylon ) نام عمومی دسته ای از مواد مصنوعی سبک ، انعطاف پذیر و محکم

واکسینه : ( فرانسوی vaccine ) ویژگی آن که واکسن زده و در مقابل بیماری ایمن شده است .

یوسف : ( عبریyossaff ) افزون کننده ، خشم کننده

 

                                  منابع

1-     فرهنگ بزرگ سخن ، دكتر حسن انوری ، دوره ی هشت جلدی ، 1381

2-     فرهنگ فارسی معین ، انتشارات امیركبیر ، 1371

3-     فرهنگ الفبایی قیاسی ، دكتر مهشید مشیری ، دو جلدی ، 1378

4-     فرهنگ واژه های اروپایی در فارسی ، دكتر مهشید مشیری ، 1376

5-     فرهنگ نام سخن ، دکتر حسن انوری ، 1384

6-       لغت نامه دهخدا