تبلیغات
فارسی دوره راهنمایی - نکات کلیدی شعر خوانی و درس چهارم
سه شنبه 6 دی 1390

نکات کلیدی شعر خوانی و درس چهارم

   نوشته شده توسط: محمود صیادی    نوع مطلب :معنی اشعار فارسی سال سوم ،

نکات کلیدی درس چهارم / سال سوم


 الف – بخش لغات ، اصطلاحات ، مفاهیم ، آرایه ها و نکات دستوری

                                رنگ بهاران ( صفحه های20 و 21 )

* درسینه ام دو باره غمی جان گرفته است /  "  امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است "

   1- سینه  : مجازاً به معنی قلب است2- دوباره : قید تکرار 3-  غمی : نهاد   4- جان : مفعول است زیرا قابل گسترش پذیری است .  جانی تازه گرفته است.   5-  امشب : قید زمان  6- یاد : متمّم و شهیدان وابسته به متمّم و مضاف الیه است.  7- گرفته است  : ماضی نقلی است. در مصراع دوم به معنی اندوهگین  و ناراحت شدن است.  در بیت جناس تام وجود دارد زیرا فعل گرفته است در دو معنا آمده است.

*  تا لحظه های پیش دلم گور سرد بود / اینک به یمنِ یادِ شما جان گرفته است.

 1- تا : حرف اضافه است زیرا معنای فاصله ی زمانی می دهد. 2- لحظه ها : متمّم    3- دلم گور سرد بود : کنایه دارد. به معنی بی احساس بودن، حسّی نداشتن و ناامید بودن  4- دلم : گروه نهادی 5- گور سرد : گروه مسندی 6-  یمن : برکت7- اینک : قید زمان

* در آسمان سینه ی من ابرِ بغض خفت / صحرای دل بهانه ی باران گرفته است

 1-  آسمان سینه : تشبیه بلیغ اضافی است. سینه مانند آسمان فراخ است. 2- سینه مجازاً به معنی قلب است.

3- ابر بغض خفت :  استعاره مکنیّه دارد. در مصراع اوّل اشاره به غصّه دار بودن شاعر دارد که هر لحظه می خواهد خود را از این غم و اندوه رها سازد.  4- بین واژه های ابر، باران ، آسمان تناسب یا مراعات نظیر دیده می شود. 7- مصراع دوم کنایه از گریه کردن است.

* از هر چه بوی عشق ، تهی بود خانه ام / اینک صفای لاله و ریحان گرفته است.

  1- بوی عشق : حسّ امیزی دارد. بو : حسّ بویایی    عشق : حسّ درونی 2-   خانه : استعاره مصرّحه از دل است. 3- بین واژه های بو، لاله و ریحان تناسب وجود دارد.

 * دیشب دو چشم پنجره در خواب می خزید /  امشب سکوت پنجره پایان گرفته است.

  ۱- پنجره : در شعر نو نماد ارتیاط است. 2-  دو چشم پنجره  در خواب می خزید : به دنبال حقیقت بودن   3-  سکوت پنجره پایان گرفته است : کنایه از : به آگاهی  و به حقیقت رسیدن   4- بین واژه های دیشب ، امشب ، خواب تناسب وجود دارد. 5-  در بیت آرایه ی تکرار دیده می شود. ( پنجره )    6-  بین واژه های چشم و پنجره تناسب دیده می شود. 7- سکوت پنجره : استعاره مکنیّه از نوع تشخیص دارد.شاعر ابتدا پنجره را به انسان عاقل تشبیه کرده و یکی از لوازم انسان عاقل را که همان سکوت است با پنجره همراه کرده است.

* امشب فضای خانه ی دل ، سبز و دیدنی است / در فصل زرد، رنگ بهاران گرفته است.

 1- فضای خانه ی دل : گروه نهادی   2- سبز و دیدنی : گروه مسندی است.  3- سبز : صفت بیانی ساده 4- دیدنی : صفت لیاقت (مصدر + ی) 5- فصل زرد : هنگام یاس و نا امیدی  6- در فصل زرد ، رنگ بهاران گرفته است : یاس و نا امیدی  تبدیل به امید شد. 7- بین واژه های زرد ، سبز ، فصل و بهاران تناسب دیده می شود. 8- بین واژه های زرد و سبز : تضاد معنایی وجود دارد.  زرد : نا  امیدی   سبز : امید   9- پسوند ( ان ) در بهاران پسوند زمان است.

     آثار سلمان هراتی:در ی به خانه ی خورشید ، از آسمان سبز                                                                                                               سیرت سلمان

 1- بر لشکری امیر بود : فرمانده ی لشکر بود.  2- رعایا : جمع رعیت ، عموم مردم، مردم فرمان بردار 3-  توبره  : کیسه ی بزرگ 4-  در قدمِ او افتاد : به زیر پای سلمان افتاد     5-  به سه وجه : به سه علّت ، به سه دلیل ، واژه ی سه صفت شمارشی است.  6- از بهرِ : حرف اضافه است.  7- هیچ اندیشه مدار : هیچ ، صفت مبهم است.  اندیشه مدار : نترس . در قدیم اندیشیدن به معنی ترسیدن بوده است.

 سلمان فارسی علّت خدمت به  عموم مردم را در سه چیز می داند : 1- ترک غرور و خود خواهی 2-  خشنود کردن دل ها  3- انجام وظیفه در خدمت به مردم

       "   روضه ی خلد ،  مجدخوافی (به تقلید از گلستان سعدی نوشته شده است)"                       

  

                                    جوانان و فرهنگ ( 23 تا 27 )          

1-  تر بیت : مصدر عربی است و بدون تشدید می آید.(کلمه هایی که بر وزن تفعیل و تفعله می آیند نیاز به تشدید ندارند مثال :تهنیت ، تسلیت) 2-  فضیلت : با فضل ، فاضل ، فضول هم خانواده است.  3- خواندن و نوشتن : مصدر هستند ( بن ماضی +  ن ) 4- قوانین : جمع مکسّر عربی   5- کوشش : اسم مصدر ( بن مضارع + ِش ) 6-  دست یازیدن :  قصد کردن ، دست انداختن به چیزی  7- کار های ننگین و شرارت آمیز : ترکیب وصفی است.  8- شرارت آمیز :  بد کرداری ، آمیخته به فتنه و بدی 9-  آموزش : اسم مصدر از مصدر آموختن  10- پسوند ( ی) در دادگری در معنای مصدری است.  11-  خو گرفتن : عادت کردن ، انس گرفتن

12-  پرورش : اسم مصدر 13-  قناعت : صرفه جویی 14-  انحطاط :  پست شدن ، فرو افتاد ن  15-  مقهور : شکست خورده در معنا صفت مفعولی است. 16- اقتدار : قدرت داشتن ، توانمندی 17- واژه های :  کشش ، کوشش ، آموزش و ... اسم مصدر هستند. (بن مضارع + ِش)18-  توقّع : انتظار  داشتن  19- خصوصیّت طبیعی و اقلیمی : ترکیب وصفی هستند. 20-  منابع زیر زمینی و داده های طبیعی : ترکیب وصفی هستند.  21- نیرو ی انسانی : ترکیب وصفی ، انسانی : صفت نسبی 22-  پرسیده شود : فعل مجهول است. در این فعل عمل انجام کار به مفعول جمله نسبت داده می شود و کننده ی کار ندارد.

مثال 1 : معلّم درس می پرسد (  می پرسد : فعل معلوم )  درس پرسیده می شود. ( پرسیده می شود : فعل مجهول )

23- ذخایر زیر زمینی :  ترکیب وصفی ، ذخایر : جمع مکسّر و مفرد آن ذخیره است. 24-  منابع : جمع منبع 25- هدر : از بین بردن ، هرز رفتن  26-  مراقبت خاصّی : ترکیب وصفی 27-  مقدور :  آن چه در قدرت شخص باشد، امکان پذیر

 *چو دخلت نیست ، خرج آهسته تر کن / که می خوانند ملّاحان سرودی :

  اگر باران به کوهستان نبارد / به سالی دجله گردد خشک رودی         "  سعدی "

1- دخل : درآمد ، روزی 2- خرج آهسته تر کن : به اندازه خرج کن ، قناعت را پیشه ی خود ساز 3- ملّاحان :  ملوانان ، کشتیبانان  4- سرود : مفعول       5- باران : نهاد     6- کوهستان : متمّم قیدی ، ستان در واژه ی کوستان پسوند مکان است. 7-  نبارد : از مصدر باریدن است. 8- به سالی : در یک سال ، قید زمان است. 9- خشک رودی : ترکیب وصفی  مقلوب است. ( رود خشک ) در جمله نقش مسندی دارد.  10- دجله : مجازاً به معنای رود است و نقش دستوری نهاد دارد.

* پیام شعر :  با توجّه به متن درس می خواهد بگوید ، اگر از ثروت  و منابع خدا دادی خود مراقبت نکنیم و بدون فکر و اندیشه آن را  مصرف نماییم ،در آینده ی نزدیک همه ی ثروت خود را از دست خواهیم داد.

28-  آشفتگی ذهنی : ترکیب وصفی  29-  مایه می گیرد :  زاده می شود، به وجود می آید، بارور می شود.  30- وهله : مرحله، دفعه و بار 31-  قریحه : ذوق و استعداد  32-  برنامه ریزی : مشتق مرکّب ( اسم ) 33-  آموزه : اسم مصدر به معنی آموزش و یاد گرفتن 34-  آموزه های اخلاقی : ترکیب وصفی  35-  توقّع : انتظار داشتن

* گهر، بی هنر زار و خوار است و سست / به فرهنگ باشد روان ، تندرست      " فردوسی "

 1-  گهر : به معنای اصل و نژاد است 2- خوار : کوچک و بی ارزش 3-  زار : ناتوان، رنجور ، ضعیف 4- سست : لرزان  5- فرهنگ : دانش ، تربیت ،مجموعه ای از آداب و سنن دینی و ملّی یک سر زمین 6- روان : روح 7- تندرست : سالم . 

 * اصل و نسب خوب بدون دانش اندوزی بی فایده و بی ارزش است / روح و روان با تربیت و دانش اندوزی سالم می ماند.    

 * قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند / بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم "  حافظ " (تو ضیح این که قافیه ی شعر به ات ختم می شود و آن چه در کتاب آمده هم خوانی با مطلع غزل ندارد)

1-  قدر وقت : ارزش وقت   2- ار : به معنی اگر ، حرف پیوند وابسته ساز است. 3- خجالت : شرمندگی 4- اوقات : جمع مکسّر وقت به معنی زمان ها

 معنی و مفهوم : اگر انسان از لحظه های عمر خود به درستی بهره نبرد ، جزء شرمندگی و حسر ت حاصلی برایش نخواهد داشت.  این بیت با ابیات زیر تناسب معنایی دارد :

 هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار / کس را وقوف نیست که انجام کار چیست ؟ 

                                                                                                                   " حافظ "

پنج روزی که در این مرحله فرصت داری / خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست.          "   حافظ "

                    ب – بخش دانش های ادبی

  * محمّد علی اسلامی ندوشن :   در سال (304 1 ) در ندوشن یزد دیده به جهان گشود. وی با انتشار دو مجموعه شعر گناه و چشمه به عنوان شاعر شناخته شد. بعد از مدّتی از شعر کناره گرفت و به نویسندگی رو آورد. نثرش زیبا ، روان و جذّاب است. وی در عرصه ی نویسندگی و در فنّ ترجمه موفّق بود. آثار وی عبارت اند از : 1- در کشور شورا ها 2- کارنامه ی سفر چین 3- آزادی مجسّمه 4- صفیر سیمرغ ( = فریاد ). وی کتابی در موضوع حسب ِحال دارد به نام "  روز ها "

* تضمین : هرگاه شاعر یا  نویسنده ، مصراع یا چند بیت یا سخن شاعر یا نویسنده ی دیگر ی را در ضمن شعر یا نوشته ی خود بیاورد، به آن   "  تضمین  " گویند.  تضمین بر دو گونه است: 1- تضمین آشکار یا صریح 2- تضمین پنهان یا مبهم

در تضمین آشکار، شاعر و نویسنده به نامِ شاعر یا نویسنده ای که از او مصرع یا بیت یا سخنی آورده، اشاره می کند ولی در تضمین پنهان به این دلیل که شعر یا نوشته بسیار مشهود ( = واضح ) است به نام شاعر یا نویسنده اشاره نمی شود.

                          پ – بخش نکات دستوری

فعل مضارع در معنای فعل ماضی :  گاهی برای سخن کسی که در زمان گذشته زندگی می کند ، فعل را در زمان حال می آوریم و این به این معنا است که آن شعر یا سخن هم چنان زنده و اثر گذار است.

 حضرت علی ( ع ) می فرماید : "  فرصت ها چون ابر برما  می گذرند، آن ها را در یابید" .


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.