تبلیغات
فارسی دوره راهنمایی - نکات درس نهم
سه شنبه 20 دی 1390

نکات درس نهم

   نوشته شده توسط: محمود صیادی    نوع مطلب :معنی اشعار فارسی سال سوم ،

درس نهم

پر تب و تاب: پر اُفت و خیز/ می­نمایانند: نشان می­دهند/بی­هیاهو: بی­سر و صدا/اصلاح: نیکو ساختن، بهبودی

/افزون بر: اضافه بر، بعلاوه/نقد: برشمردن ضعف و قوّت کسی یا چیزی.

آینه، چون نقشِ تو بنمود راست                              خود شکن، آیینه شکستن خطاست     (نظامی)

اگر آینه به راستی زشت و زیبای چهره­ات را به تو نشان داد، به جای شکستن آینه، در صدد اصلاح خود باش.

***

جوانی گَهِ کار و شایستگی                   گهِ خود پسندیّ و پندار نیست

گهِ: زمانِ، گاهِ.                                           پندار: وهم، گمان، خیال

جوانی زمان کار و نشان دادن شایستگی­ها و توانمندی­هاست؛ نه زمان خود ستایی و خیالات بی­اساس.

چو بفروختی، از که خواهی خرید           متاعِ جوانی به بازار نیست

خریدو فروخت: آرایه­ی تضاد        متاع: کالا، جنس            متاعِ جوانی: مضاف و مضافٌ­الیه(اضافه­ی تشبیهی)

مراعات نظیر (خرید، فروخت، متاع، بازار)

غنیمت شمر، جز حقیقت مجوی        که باری­است فرصت، دگر بار نیست

غنیمت: مالی که رایگان به دست آید، اموالی که از دشمن شکست خورده به دست آید.

غنیمت شُمر: ارزشمند بدان، بها بده.         حقیقت: راستی، درستی.          باری­است: برای یک دفعه است.

روزگارِ جوانی را ارزشمند بدان، و به دنبال راستی و درستی باش؛ زیرا این فرصت تنها یک بار به تو داده شده و دوباره آن را نخواهی داشت.

بین بار و باری : جناس ناقص افزایشی است

مپیچ از رهِ راست بر راهِ کج            چو در هست، حاجت به دیوار نیست

آرایه­ی­ تضاد در« راست و کج»            « در و دیوار» آرایه­ی تناسب دارند.    

در مصراع دوم ضرب المثل به کار رفته است. همچنین آرایه ی اسلوب معادله

 مپیچ: منحرف نشو.

از راهِ راست به راهِ نادرست منحرف نشو، وقتی می­توانی از در وارد شوی، چه نیازی به بالا رفتن از دیوار است؟

زِ آزادگان بردباری و سعی            بیاموز، آموختن عار نیست

بردباری: صبر و تحمّل، شکیبایی              سعی: تلاش و کوشش        عار: ننگ، ذلّت، خواری

از انسان­های وارسته و آزاده شکیبایی و صبوری بیاموز؛ که یادگیری ننگ و ذلّت و خواری نیست.

به چشم بصیرت به خود در نگر        تو را تا در آیینه، زنگار نیست

بصیرت: بینایی، تعمّق، عمیق دیدن        در نگر: نگاه کن     آیینه: استعاره از دل      زنگار: آلودگی، رسوب

تا زمانی که دلت از آلودگی­ها به دور است و زنگار نگرفته؛ در احوال خود دقیق و عمیق نگاه کن.

شاهد شعری: آینه ات دانی چرا غمّاز نیست             زان که زنگار از رخش ممتاز نیست

همی دانه و خوشه، خروار شد          زِ آغاز، هر خوشه خروار نیست

خوشه و خروار: آرایه­ی تکرار      آرایه ی مراعات نظیر بین (دانه، خوشه ، خروار)

  همی شد: به تدریج و آهسته آهسته تبدیل شد.

دانه و خوشه­ی گندم، به مرورِ زمان به خروار و خرمن تبدیل می­شود؛ و هیچ خوشه­ی گندمی از ابتدا خرمن نبود.

همه کارِ ایّام، درس است و پند              دریغا که شاگرد هشیار نیست

درس و پند و شاگرد: مراعات نظیر       دریغا: افسوس، حیف

گذر روزگار سراسر درس و پند است؛ صد حیف که برای درک و دریافت آن به اندازه­ی کافی هوشیار نیستیم.

رودکی : زمانه پندی ازاد وار داد مرا                       زمانه را چو نکوبنگری همه پند است


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.