تبلیغات
فارسی دوره راهنمایی - معانی تمام دروس فارسی سال دوم راهنمایی
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391

معانی تمام دروس فارسی سال دوم راهنمایی

   نوشته شده توسط: محمود صیادی    نوع مطلب :معانی اشعار فارسی سال دوم ،

معنی اشعار فارسی دوم

ستایش

ای نام نکوی تو سر دفتر دیوان ها              وی طلعت روی تو زینت ده عنوان ها

 معنی بیت: ای خدایی که نام خوبت، سرآغاز هر گفته و نوشته؛ و ای کسی که دیدارِ جمالت، زینت بخشِ هر کتابِ شعری است.  

ای نام تو بهترین سرآغاز

قالب این شعر، مثنوی­است و از کتاب«لیلی و مجنون نظامی گنجوی» انتخاب شده­است. 

«بی­نامِ تو نامه کی کنم باز؟»: نوع سؤال مطرح شده در بیت از نوعِ«انکاری/تأکیدی» است.

مثال:فضل خدای را که تواند شمار کرد؟       یا کیست آن که شکر یکی از هزار کرد؟.

فصل اوّل

اسلام و انقلاب اسلامی

معنی بیت: صبح واقعی طلوع کرد(امام آمد) و قدرت و شکوه صبح کاذب(رزیم شاهنشاهی) را در هم شکست و تار و پود دامِ شیطان(شاه پهلوی) را از هم گسست(نابودش کرد)./ صبح راستین و حقیقی پرده ی دروغین شب را کنار زد و تار و پود دام شیطان را در هم شکست / انقلاب اسلامی ، قدرت دروغین را در هم شکست و چهره ی شیطانی آن را از میان برداشت .
 

درس دوم شه مردان

شه مردان(ص11)

معنی بیت اوّل: اولین فرد مسلمان و پادشاه آزاد مردان و آزادگی حضرت علی ( ع ) است و سرمایه ی ایمان عشق به علی است یا سرمایه­ی ایمان عاشقانه حضرت علی است

معنی بیت دوم: زندگی من از محبت و عشق به خاندان و اهل بیت حضرت علی مایه می گیرد و از این جهت است که مانند جواهری ارزشمند درخشان و تابناک شده ام.

معنی بیت سوم: سخنان حضرت علی(ع)، باعث استحکام دین اسلام است و موجودات جهان نظم و قاعده ی خویش را از خاندان آن حضرت پذیرفته اند .
معنی بیت چهارم: خاک بی مقداری هستم که از مهر و محبت علی مانند آیینه زلال و شفاف شده ام .این بیت آرایه ی حس آمیزی نیز دارد.

حس آمیزی: خیال انگیز کردن شعر و نوشته های ادبی با آمیختن حواس پنجگانه را حس آمیزی گویند. مثال:

- بوی بهبود در اوضاع جهان می شنوم.                               - من صدای تپش پنجره را می بینم.

معنی بیت پنجم: کسی که به راز و رمز زندگی آگاهی دارد به اسرار و حکمت اسامی حضرت علی نیز آگاه است.

معنی بیت ششم: حضرت علی دروازه­ی شهر علم است و تمام دنیا زیر پرچم اطاعت اویند.

 بیت هفتم: عشق­ورزی در لحظات سخت خوش و شیرین است  مانند ابراهیمِ خلیل­الله باید با عشق از شعله­ها گل چید و آتش را به گلستان تبدیل کرد.  

معنی بیت هشتم: اگر نمی توان در این دنیا مانند مردان زندگی مردانه داشت ولی می توان مانند مردان شهادت را در آغوش کشید.

روان خوانی: (ص24)    شعر یاد حسین(ع)                                           

قالب شعر (قصیده) است.         

معنی بیت اوّل: از شدت گرمای دل چنان دهان شاعرتشنه گشت که تمام ردیف شعرش تشنه شد.

معنی بیت دوم: افسوس از  آن روز که در کربلا، آن پادشاه بدون لشکر و بدون یار یگر تشنه بود.

معنی بیت سوم: با لبی خشکیده و دلی سوخته و چشمانی تر در آن بیابان در حالی که دچار مصیبت های زیادی شده بود لب تشنه بود.

 معنی بیت چهارم: مانند ماهی که از آب بیرون می افتد اهل بیت پیامبر دلشان از شدت تشنگی در سینه می سوخت و می تپید. (دل اهل بیت پیامبر از شدت تشنگی مانند ماهی كه از آب بیرون بیفتد در سینه می سوخت و می تپید.)

 معنی بیت پنجم: خاندان حضرت محمد(ص)  و فرزندان حضرت علی(ع) همگی تشنه لب بودند.

معنی بیت ششم: آن کسی که بر ساحل چشمه کوثر همه ی  تشنگان را سیراب می کند به کدامین گناه باید در کنار آب فرات در حالی که تشنه است ،کشته شود؟

معنی بیت هفتم: وقتی که عباس جوان به آب فرات رسید به یاد تشنگی امام حسین (ع)تا قیامت تشنه ماند.

معنی بیت هشتم: ای کاش شاعر(فدایی مازندرانی) در روز عاشورا فدای حسین می شد تا در صف سوزان صحرای قیامت تشنه نمی ماند.

علم و فرهنگ(ص26)

گهر بی­هنر زار و خوار است و سست                  به فرهنگ باشد روان تندرست

گهر: اصل و نژاد/  زار: نحیف، ناتوان، لاغر/هنر: استعداد،شایستگی، فضیلت،لیاقت /سست: ناپایدار

فرهنگ: فرهنگ فارسی معین فرهنگ را مرکب از دو واژه فر و هنگ به معنای ادب ، تربیت ، دانش ، علم ، معرفت و آداب و رسوم تعریف کرده‌است.(امروزه کلمه ی فرهنگ ساده به حساب می آید.)    

معنی بیت: اصل و نسب خانوادگی بدون داشتن دانش و هنر، بی­ارزش و ناپایدار است و جان آدمی با علم و فرهنگ سلامت می­ماند.

درس چهارم(ص27)

بیت اوّل: علم را هر چند که بیشتر بخوانی و بدانی، اگر به آن عمل نکنی، نادان هستی.

بیت دوم: حیوان چهارپایی که بار کتاب می­برد، نه انسان دانشوری است و نه به دنبال دانستن است. تلمیح به آیه­ی 5 سوره­ی جمعه

بیت سوم: چهارپای بی­مغز(انسان نادان)، از این­که بارش کتاب(منشأ دانایی) است یا هیزم(منشأ آتش­افروزی)؛ کمترین اطّلاعی ندارد..

علم از بهر دین ... : علم برای تقویت دین و ایمان است نه به خاطر تاراج مال دنیا

ملک از خردمندان .... :هر سرزمینی با دانشمندانش زیباتر می­شود و هر دینی با پارسایانش تکمیل می­شود.

از دانشمندی شنیدم که می­گفت: اگر کسی وسط حرف و صحبت کسی، در حالی­که تمام نشده، شروع به صحبت کند؛ به نادانی خودش اعتراف کرده­است.

دریای خرد(ص28)

 بیت اوّل:  در دنیا هیچ تلاشی ارزنده­تر از دانش­اندوزی و کسب علم نیست و هیچ کس جز به سبب دانایی بر دیگری برتری ندارد.

بیت دوم:   در راهِ آموختن باید پایدار و پر تلاش بود؛ زیرا کار دین و دانش تفریح و بازی نیست(باید آن را جدّی گرفت).

بیت سوم:   سخن را باید از افراد اهل علم و تحقیق باور کرد زیرا سخنان انسان نادان باورکردنی نیست .

بیت چهارم: قضاوت خواستن از انسان­های نادان اصلاً شایسته نیست زیرا دانایی شایسته­ترین مبنا برای قضاوت است.

بیت پنجم: ارزشمند­ترین مرواریدها را  می­توان از دریای عقل آدمی جست­وجو کرد؛ زیرا دریایی به این وسعت، وجود ندارد.

بیت ششم:  از نادانی و ظلمت خود  به خدا که داناست، پناه می­برم؛ زیرا نادانی با بد ذاتی برابر است.

بیت هفتم: ای انسان عاقل! در راه دانش­اندوزی هیچ چیز بدتر از تنبلی نیست.

درس ششم(ص41)

بیت اوّل: کتاب، مونس تنهایی های ماست و نور صبحگاه دانایی را به ما می بخشد.

بیت دوم:کتاب، استادبی مُزد و منّت توست و هر لحظه با دانایی تو را به آرزویی می رساند .

بیت سوم :درون کتاب مانند غنچه پر از ورق است و هر برگ از کتاب به اندازه ی یک ظرف پر از مروارید، ارزشمند است.

بیت چهارم: کتاب به بیان نکات باریک و لطایف ظریف می پردازد . هزاران معنی و مفهوم ارزشمند و جواهر مانند را به ما می شناساند

 بیت پنجم:گاهی اسرار کتاب آسمانی قرآن را برایت بازگو می کند و زمانی از قول پیامبر(ص)، رازها را به تو آشکار می کند.

بیت ششم:گاهی تاریخ گذشتگان را برایت می خواند و زمانی دیگر اخبار آیندگان را برایت پیش گویی می کند.

بیت هفتم: هر کتابی را که می خوانی و به رهنمود های آن عمل می کنی از ارزش کتاب و کتاب خوانی غافل مباش و قدر آن را بدان / از مقصد اصلی انسانها که رسیدن به خداوند است غافل نباش / مقصد اصلی دارای ایهام : 1- کتاب ، ارزش کتاب 2- خداوند ، رسیدن به مقام قرب الهی

فصل سوم(ص51)

چشم دل باز کن که جان بینی                                  آن چه نادیدنی است، آن بینی

با تقویت چشم دل و بینش قلبی، می توان به دیدار جان نائل شد(رسید) و بدین گونه به تماشای رمز و راز هستی، پرداخت

درس هشتم:(ص59) نگارنده­ی زیبا                                             

بیت اوّل: آیا می­بینی که خداوند بلندمرتبه بر صفحه­ی کتابِ هستی، چه نوشته­های زیبا و دل­پسندی را نوشته­است؟

بیت دوم: مالک و پروردگار دو جهان و فرمان­روای آسمان­ها  هیچ نیاز و شریک و همانندی ندارد.

بیت سوم: خدایی که صورت­های گوناگون نقش می­زند و خودش از هر نوع شکل و رنگی پاک است و برای هر موجودی زوج و شریکی می­آفریند، در حالیکه خودش پاک و تنهاست.

بیت چهارم:هم کارگاه آبادی مانند زمین را برای تلاش و آرامش انسان خلق کرده­است و هم آسمان بلند را مانند خیمه­ای برافراشته است.

بیت پنجم:: پدیده­های دنیا، از خوب و بد، همه آفریده­ی خداوند است. نه، نه(اشتباه گفتم) نقّاشی که خود زیباست، تصویر زشت خلق نمی­کند.

صورتگر ماهر(ص60)

بیت اوّل :به راستی هیچ کس نمی­داند که در فصل بهار، این همه نقش و نگار زیبا از کجا پیدا می­شوند؟

بیت دوم : عقل انسان شگفت زده می­ماند که چگونه از خاک تیره­ی سرد و بی­روح این همه گل­های خوب و دل­پسند می­روید؟

بیت سوم:چرا از خودت نمی­پرسی که این­همه شکل و تصویر از کجا پیدا و پدیدار می­شود؟

بیت چهارم :برق آسمان از اشتیاق دیدار چه کسی این گونه قهقهه می­زند و ابر از غم دوری چه کسی این گونه زارمی­زند؟

بیت پنجم :آن نقّاش ماهری که این همه تصاویر تازه و زیبا را بر صفحه­ی هستی به کار بسته است، چه کسی است؟

فصل چهارم:  شکفتن(ص66)

سر به هم آورده: صمیمی، بسیار نزدیک به هم

گلبرگ­های در هم تنیده­ی  و کنار هم غنچه را دیدم و به یاد جمع صمیمی و یک­دل دوستانم افتادم.

درس نهم:(ص67) سرمایه­ی خوبان

بند اوّل:ای جوان! با ادب باش. زیرا مؤدّب بودن وظیفه­ی جوانان است / و تفاوت میان انسان و حیوان، همین باادب بودن اوست / ادب باعث آرامش جانِ زن­ها و زیور و زیبایی مردهاست / همیشه با ادب باش زیرا سرمایه­ی همه­ی خوبان، ادب و پیام­ تمام آیات و سوره­های قرآن، مؤدّب بودن است.

بند دوم: با ادب باش تا به همه جا برسی / و در روز قیامت، شرمنده نباشی / و مثل حضرت یوسف از عمق چاه(بدبختی) درآیی و به تخت پادشاهی(خوش­بختی و سعادت) برسی. / همیشه با ادب باش زیرا سرمایه­ی همه­ی خوبان، ادب و پیام­ تمام آیات و سوره­های قرآن، مؤدّب بودن است.

بند سوم:اگر می­خواهی که در هر دو جهان شادمان باشی، / و همه­از کارها و حرف­هایت شاد و با نشاط شوند/ و فکر و ذهنت کاملاً از غم و اندوه، آزاد باشد، / همیشه با ادب باش زیرا سرمایه­ی همه­ی خوبان، ادب و پیام­ تمام آیات و سوره­های قرآن، مؤدّب بودن است.

بند چهارم: انسان بی­ادب از لطف و بخشش خداوند محروم می­شود/ و خود را با نادانی و بدبختی بی­نصیب می­کند / از مفهوم آیات و روایات چنین برمی­آید که ارزش و مقام هر انسانِ سخنوری، ادب است/ و پیام­ تمام آیات و سوره­های قرآن، مؤدّب بودن است.

بند پنجم:دین اسلام به خاطرِ علم و ادب مسلمانان برجسته و آشکار شده­ ، شرح این موضوع در قالب کلمات نمی­گنجد و/ بهتر است که آزمایشی به میان آید(تا ببینیم که ادب، بهترین چیز است)/ وسیله­ی سنجش و شناخت مسلمان از نامسلمان، ادبِ اوست./ پیام­ تمام آیات و سوره­های قرآن، مؤدّب بودن است.

بند ششم:انسان باید علم و ادب و معرفت و / روح انسان نیز باید تفریح، شادی و نشاط داشته باشد / اگرچه برای هر کار و هنری باید رنج و سختی کشید / ولی آن­چه که هر مشکلی را آسان می­سازد، ادب انسان است./ پیام­ تمام آیات و سوره­های قرآن، مؤدّب بودن است.

درس یازدهم پند پدر(ص85)

بیت اوّل  :از این سخن خوش­بختی تو را می­خواهم؛ پس هر چه را که می­گویم، یاد بگیر.

بیت دوم:در تمام زندگی­ات سحر خیز باش و از خوابِ دمِ صبح دوری کن.(تلمیح به: سحر خیز باش تا کامروا شوی).

بیت سوم : با مادرت همیشه مهربان باش و آماده باش تا از جان و دل به او مهربانی کنی.

بیت چهارم: با ادب و فروتنی به پدرت نگاه کن و از سخنان او سرپیچی نکن.

بیت پنجم: اگر این دو(پدر و مادر) از تو راضی و خشنود شوند؛ خداوند نیز از تو راضی می­شود.

بیت ششم: اگر مؤدّب و پاکیزه باشی، همگان دوستدارِ تو خواهند شد.

بیت هفتم: تلاش کن تا هر چه را که استادت می­گوید، همه را به سرعت یاد بگیری.

بیت هشتم: آگاه باش که جز به راستی سخن نگویی؛ گرچه از این جهت به تو ضرری برسد.

بیت نهم : هر شب که به خواب می­روی، در این مورد خوب اندیشه کن که ...

بیت دهم:  در آن روز چه چیزی به علم و آگاهی خود اضافه کردی و از فعّالیّت­های خود چه بهره­ای برده­ای؟

بیت یازدهم:روزی را که در آن کار مفید و مؤثّری انجام نداده­ای، از عمر خود به حساب نیاور.

درس سیزدهم(آزادگی)(ص95)

بیت اوّل : مردِ خارکش پیری با لباس زبرِ فرسوده، پشته­ی خاری را بر دوش می­کشید..

بیت دوم : در حالی که می­لنگید، راه می­رفت و با هر قدم خدا را سپاس می­گفت.

بیت سوم : که ای برپا کننده­ی این آسمان بلند و ای کسی که دل­های غمگین و گرفته را نوازش می­کنی

بیت چهارم : به سر تا پای خود نگاه می کنم و می بینم که هر مهربانی نیاز بوده در حق من کرده ای.

بیت پنجم: در خوش­بختی را به رویم باز کردی و تاجِ مهربانی بر سرم گذاشتی.

بیت ششم: من لیاقت ثنا گفتن تو را ندارم و از عهده ی سپاسگزاری بخشش های تو بر نمی آیم.

بیت هفتم: نوجوانی که مغرورِ جوانی خود بود، از دور اسب کبر و غرور را به سمت پیرمرد تاخت.(پندار جوان مانند رخش تند و سریع به حرکت درآمد.)

بیت هشتم: شکر گزاری پیرمرد به گوشش رسید و گفت: ای پیرمردِ کم عقل! ساکت باش!

بیت نهم: در حالی­که با این وضع و خار بر پشت راه می­روی خوشبختی و عزیزی­ات کدام است؟

بیت دهم: عزّت را از خواری تشخیص نمی­دهی و عمر خود را در خارکشی از دست داده­ای.

بیت یازدهم : پیرمرد جواب داد که چه عزّتی بالاتر از این است که بر درِ خانه­ی تو بالش خوابم را نمی­گذارم.(که سر بر آستان تو فرود نمی آورم و تسلیم تو نمی شوم.)

بیت دازدهم:که ای فُلانی! به من نانی بده که بخورم و آبی که بیاشامم.

بیت سیزدهم :خدا را سپاس می­گویم که باعث ذلّت و خواری من نشد و مرا گرفتار و نیازمند چون تویی نکرد.

بیت چهاردهم: با این همه ضعف و ناتوانیو نداری به من عزّت آزادی و بی­نیازی را هدیه کرد.

فصل ششم(ص 101)

معنی بیت:اگر خوش­نامی از انسان به یادگار بماند، بهتر از آن است که خانه­های مجلّل و اشرافی بر جای بماند.

درس شانزدهم (ص 114) معنی دو بیت درس

ای پیام­آور صبحگاهی! تو را به سرزمین سبا می­فرستم. نگاه کن که تو را به کجا می­فرستم؟!

ستم زیادی است که پرنده­ی بلند پروازی مانند تو در زمین غم­آلود گرفتار باشد. از این­جا تو را به آشیانه­ی مهربانی و محبّت می­فرستم.

فصل هفتم(ص123) سرزمین من

آرزو می­کنم، اگر ایران نباشد من نیز نباشم و حتّی در این سرزمین یک نفر هم زنده نباشد.

درس هفدهم(ص126)

بیت اوّل: ای وطن تو برای جسم و جان ما پناهگاه امن و آرامی هستی.

بیت دوم:ای وطن تو به منزله نور برای چشمانمان و جان برای تن ما هستی.

بیت سوم:سخنی به تو می گویم که اگر گوش کنی همیشه شاد و سرزنده خواهی ماند.

بیت چهارم و پنجم: انسانی که مهر و علاقه به حیثیت ، زندگی،دین،خانواده،ثروت و سرزمین نداشته باشد اورا پست تر و بی ارزش تر از شیطان به حساب بیاور.

بیت ششم: به اعتقاد من کسی که از صمیم دل وطنش را دوست نداشته باشد بمیرد بهتر است.

درس نوزدهم(ص137)

بیت اوّل: سرزمین ما مانند مادر  ماست و ما همانند مادر از وطن نگهبانی می­کنیم.

بیت دوم:  خدا را سپاس­گزار هستیم که از دوران کودکی، درس عشق­ورزی به کشور را می­خوانیم.

بیت سوم: تلمیح به حدیثی از رسول اکرم(ص) که فرمودند: «حبّ­الوطنِ منَ­الایمان: وطن دوستی از ایمان است». یقیناَ: حتماً (قید تأکید).          

بیت چهارم: اگر دشمنی به میهن ما حمله کند جانمان را بدون هیچ چشم داشتی فدایش می کنیم.

شعر خوانی:   (ص140)                      تو ای ایزدی مرز ایران من

بیت اوّل : خدایا تو را به خورشید جهان­تاب و به نورافشانی­اش به هنگام ظهر سوگند می­دهم.

بیت دوم : سراسرِ جهان را با زبان فارسی نشاط و سرزندگی سخنوری عطا کن.

بیت سوم: خنده­های شکرین را در دنیا افزون کن و قند زبان پارسی را رواج و گسترش بده.

بیت چهارم: خدایا به آسمان بلندِ گردنده­ و به انسان­های آگاه و دردمندت قسم می­دهم.

بیت پنجم: ای خداوند بی­نیاز! مردم به لطف تو گرامی و وارسته و سربلند هستند.

بیت ششم: با جان و دل به دنبال درست­کاری و صداقت­اند و از ناراستی و کج­روی­ها گریزان­اند.

بیت هفتم: مردمی که پیام آور صلح و محبّت و انصاف و عدالت­اند و به این گونه دنیا را شاد می­خواهند.

بیت هشتم: ای خاکِ پاکِ وطن و ای میهنِ نازنین! چهره­ات از نورِ خداوند روشن باد.

بیت نهم: دو دستِ دعا را به آسمان بلند می­کنم و با راز و نیاز از خداوند پنین می­خواهم.

بیت دهم: سرِ با افتخارش را به خورشید برسان و به دلِ شادش شادی جان را بیفزای.

بیت یازدهم : بعد در حالی که از شیرینی عشق سرخوش و سرمست بودم، به ایران رو می­کنم و به این گهواره­ی عشق می­گویم:

بیت دوازدهم : ای گاهواره­ی عزیزانِ من! و ای مرز و بومِ خدایی ا!

بیت سیزدهم : آرزو می­کنم تا جهان برقرار است آباد و خرّم و سرزمین مردمان وارسته باشی!

فصل هشتم (142)

ماه روشنی اش را ... : ماه نور و روشنی خویش را به تمام آسمان می بخشد و تاریکی ها و لکه های سیاه را در خودش نگه می دارد . مقصود شاعر این است که مانند ماه باشیم که خوبی و روشنی و نیکی را به دیگران می دهد و در عوض پلیدی ها و زشتی ها را در درون خود نگه می دارد و آشکار نمی سازد .

نیایش(ص157)

بیت اوّل: خدایا! سوی من نگاهی کن و به سوی خود راهی نشانم بده     

بیت دوم : به من نگاهی کن تا روی به سوی تو بیاورم و راهی نشانم بده که در کوی تو جای بگیرم                 

بیت سوم: به ذکر گفتن مرا مشهور کن و لطف بی­اندازه­ات را با من همراه کن. 

بیت چهارم: با وضو آبی به صورت من بزن که در سرم خواب بی­خبری باقی نماند.      

بیت پنجم: با چشم لطف و مهربانی بر من نگاهی کن و حضرت محمّد را شفیع من در روز قیامت قرار بده.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.